تسو تصمیم میگیره که با یک گروه ماهر (پیشتاز) قبل از گروه اصلی ( ارتش اصلی ) به جولبن حمله کنه .شخصی که مسئول کشتن جومونگ بود هم از طرف تسو مامور میشه تا بره و تحقیق کنه و در دره ای به تسو ملحق بشه که او هم از این فرصت استفاده میکنه و نزد جومونگ میره و موضوع رو بهش میگه .جومونگ هم به او میگه که تسو رو فریب بده و بگو که ما در پشت دره کمین کرده ایم و آنها به سمت رودخانه بیریو بکشون

جومونگ برای روحیه دادن به ارتشش پیش یاران خودش میره و میگه که از شایعات خبر داره و بخاطر فریب دادن دشمن خودش رو نشون نداده و از اونها میخواد تا متحد باشن وتمام تلاششون را برای پیروزی بکنند

تسو به همراه گروهش که شامل ماهرترین افراد بودند به راه میفته . طبق قرارشون بوبانو رو میبینند و اون هم تسو رو فریب میده و میگه که افراد جومونگ پشت دره کمین کرده اند و اونها باید از سمت رودخانه حمله کنند که در اینجا ناگهان جومونگ و سپاهش به تسو حمله میکنند و جنگ شروع میشه و در این میان، جومونگ ،تسو رو زخمی میکنه و تسو مجبور به عقب نشینی میشه

جومونگ با اینکه جلوی حمله تسو رو گرفته اما از اینکه مردم طاعون گرفتن و دارن می میرن و هنوز موادغذایی هم بهشون نرسیده خیلی ناراحته .اون یک آیین بهشتی را می اندازه تا دعا کنه و از خدایان کمک بخواد